خدااااایــــــــــــــــــا..........یـــــــــکــ ســــــــــــــال گــــــــذشــــــــتـــــــ ـــ ...
یک سال بدون اون.........
یک سال پرازشکستگی.....جدایی...تنهایی...غریبی...بی کسی.....
گــــــــذشــــــــتـــــــ ـ.......
خدااایا....یک سال بدون خنده هایی از ته دل......
یک سال پر از آه...... پراز گریه......
پر از ضجه های غریبیم ................گــــــــذشــــــــتـــــــ ـ.......
خداااایا....خیلی سخته سالگرد عاشقیت با روز جداییت مصادف بشه.....
خدایا چهار سال کنار اون رویاهامو آروم ساخته بودم....
چهارسال کنار هم خاطره رقم زدیم....
یه جورایی چهار سال کنار هم زندگی کردیم.......
روزای دوری و دلتنگی هامونو تحمل کردیم.....
قهر و آشتی لحظه هامونو سپری کردیم...
با غم های هم اشک ریختیمو با خنده های هم زندگی کردیم.......
خداااااااااااااااایا حالا باورم نمیشه که یک سال بدون اون "تنها"
زندگی کردم..........................
خدایا خیلی سخته ها...خیلی.......
خودت میدونی من چه لحظه ها و روزای دلتنگی و سختی رو
امسال پشت سر گذاشتم...........
اما اون بدجوری خنجر خیانتشو به روی تموم رویاهام......
تموم عشق و آرزوهام کشید................
بدجور داغونم کرد....
هنوزم باورش خیلی برام سخته اونی که
چشام بیشتر از همه بهش اعتماد داشت.......
اونی که تموم زندگیم.............تموم هستی من
تو این دنیا بود.....اینجوری بهم خیانت کرد....
همیشه فکر میکردم اگه یه روز تنهام بذاره و بره......
اگه یه روز از هم جداشیم تنها دلیلی که
نمیتونه داشته باشه "خیانته"....!
امروز من دارم مینویسمو اون تو لحظه های خودش
با یکی دیگه سرگرم آرزوهاشه..........
خدایاااااااااااااا....این "عدالت"نیست.....نیست..........
خیلی وقته جای خالیش تو زندگیم هر لحظه
حس میشه و من تنهاتر میشم...............................
از کنارش رفتم تا مزاحم لحظه هاش نباشم...
خدایا خودت میدونی که صدای آه قلب شکستم
تو سجده های نمازم بلند ضجه میزنه.....
پس امسال وقتی سالگرد عشقشو
با اون لعنتی جشن میگیره تو لحظه هاش از طرف من
فریاد بزن که : "من نمیگذرم..................................."
لحظه های بی قراری:۳/۲/۹۲